گیلان فورکا



 


 


 


 براساس این اخبار سال آینده قیمت بنزین همان هزار تومان باقی می‌ماند، یارانه‌های نقدی استانی توزیع می‌شود، افزایش حقوق برخی از گروه‌ها بیش از ۲۰ درصد خواهد بود، ارز کالاهای اساسی ۴۲۰۰ تومان است، بودجه برخی از دستگاه‌های اجرایی کاهش یافته است.


براین اساس دولت درلایحه پیشنهادی خود برای سال آینده تلاش کرده است با تمام تنگناهایی که دارد بحث حمایت از معیشت و رفاه را پررنگ ببیند.


محمدباقر نوبخت رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی روز چهارشنبه در حاشیه نشست هیأت دولت، در جمع خبرنگاران با بیان این‌که لایحه بودجه ۱۳۹۸ امروز (پنجشبه) به مجلس ارسال می‌شود، گفت: لایحه بودجه سال ۱۳۹۸ در ۱۴ جلد آماده شده است.


وی ادامه داد: با توجه به این‌که نمایندگان مجلس برای سرکشی به حوزه‌های انتخابیه خود رفته‌اند، لایحه بودجه در زمان قانونی به مجلس ارسال می‌شود. ارائه نکات اصلی لایحه توسط رئیس جمهوری، در زمان برگزاری جلسه علنی و رسمی انجام خواهد شد.


نرخ ارز در بودجه


نوبخت در پاسخ به این پرسش که «در لایحه بودجه ۹۸، قیمت پایه ارز ۵۸۰۰ تومان است؟» گفت: خیر؛ آنچه که برای نرخ تسعیر پیش‌بینی شد، ۱۴ میلیارد دلار با ارز ۴۲۰۰ تومانی است؛ اگر ارز دیگری باقی بماند، برای مداخله بانک مرکزی در بازار نیما استفاده می‌شود. وی اظهار داشت: ۱۴ میلیارد دلار برای کالاهای اساسی، دارو و نهاده‌های کشاورزی با ارز ۴۲۰۰ تومانی هزینه خواهد شد. رئیس سازمان برنامه و بودجه تأکید کرد: همه این اعداد پیش‌بینی‌هایی است که هیچ کدام در بودجه لحاظ نمی‌شود اما در محاسبات مبنا قرار می‌گیرد.


پرداخت یارانه‌های نقدی توسط استان‌ها


معاون رئیس جمهوری در پاسخ به این پرسش که حذف یارانه ثروتمندان در سال آینده در دستور کار قرار دارد؟ گفت: امسال و سال‌های پیش نیز این موضوع در دستور کار بود. وی گفت: توزیع یارانه‌ها از سال آینده استانی می‌شود؛ یعنی هر استان به میزان تعداد افراد یارانه بگیر مبالغ را دریافت می‌کنند و با توجه به شناخت دقیق تری که دارند، به کسانی یارانه را می‌دهند که استحقاق دریافت داشته باشند و بقیه مبالغ را نیز سهم پروژه عمرانی همان استان بکنند.


بدین ترتیب نوعی فدرالیزه کردن در توزیع یارانه‌ها اجرا خواهد شد. نتایج سرشماری ۹۵ نشان می‌دهد، استان تهران بیشترین جمعیت و ایلام کمترین جمعیت را درمیان استان‌های کشور دارد. استان تهران ۱۶٫۶درصد جمعیت کشور را در خود جا داده و استان ایلام با کمتر از یک درصد جمعیت کشور – ۰٫۷۳درصد – کمترین جمعیت را در میان استان‌های کشور به خود تخصیص داده است.


 استان‌های اصفهان و خراسان رضوی سهم دوم و سوم را به لحاظ بیشترین جمعیت به خود اختصاص داده‌اند.استان‌های خراسان جنوبی، کهگیلویه و بویراحمد و سمنان علاوه بر ایلام هر کدام به تنهایی کمتر از یک درصد از جمعیت کشور را در خود جای داده‌اند.


بنزین هزار تومان باقی می‌ماند


رئیس سازمان برنامه و بودجه، درباره قیمت بنزین گفت: محاسبات ما در مورد قیمت بنزین همان یک هزار تومان کنونی است و هر بشکه نفت نیز به‌طور متوسط ۵۴ دلار محاسبه شده است. نوبخت تأکید کرد که هیچ‌کدام از این ارقام در لایحه بودجه مطرح نمی‌شود و فقط مبانی محاسباتی لایحه را تشکیل می‌دهد.


این درحالی است که طی روزهای گذشته و با توجه به بازگشت کارت‌های سوخت برخی گمانه‌ها از دونرخی شدن بنزین حکایت می‌کرد که بدین ترتیب این بحث به‌طور کامل منتفی شد.


افزایش حقوق برخی گروه‌های شغلی بیشتر از ۲۰ درصد


معاون رئیس جمهوری در پاسخ به این پرسش که آیا افزایش۲۰ درصدی حقوق کارکنان دولت نهایی شده است؟ گفت: نظر دوستان مجلس این است که افزایش حقوق‌ها به صورت پلکانی باشد؛ آنهایی که حقوق بیشتری می‌گیرند درصد رشد حقوقشان پایین‌تر و آنهایی که حقوق کمتری می‌گیرند درصد رشد حقوقشان بالاتر باشد.وی ادامه داد: متوسط افزایش حقوق ۲۰ درصد است و حقوق برخی گروه‌های شغلی بیش از ۲۰ درصد اضافه خواهد شد.


کاهش اعتبارات برخی دستگاه‌ها


یکی از خبرنگاران پرسید، با توجه به تحریم‌های امریکا، سال سخت اقتصادی را پیش رو خواهیم داشت؛ آیا در بودجه‌ریزی سال آینده این موضوع مورد توجه قرار گرفته که بودجه‌های اضافی حذف شود؟


نوبخت در پاسخ گفت: «همینطور است؛ در بخش منابع تلاش کرده‌ایم همه منابعی که امکان است در این شرایط سخت به کمک دولت بیاید را در محاسبات آورده‌ایم؛ در هزینه‌ها نیز تعدادی از ردیف‌ها را حذف کرده‌ایم؛ اعتبارات همه دستگاه‌ها را متناسب با ۱۲ درصد افزایش ریالی لایحه بودجه افزایش نداده‌ایم و حتی اعتبار برخی دستگاه‌ها را کاهش داده‌ایم تا بتوانیم براساس واقعیت‌ها، بودجه را از نظر اعداد و ارقام تنظیم کرده و بتوانیم از این سال سخت به آسانی عبور کنیم.»

درباره : استانی

«فسیل زنده» یا «موزه طبیعی»، «پیرترین یا قدیمی‌ترین جنگل‌ دنیا در ایران»، «یادگاری از اولین دوره‌ جنگل روی زمین»، «بازمانده‌ای از دوران سوم زمین شناسی و عصر یخبندان»، همه‌ عنوان‌هایی هستند که به جنگل‌های هیرکانی در ایران داده می‌شود؛ جنگلی که اهمیت بسیاری در دنیا دارد و در حال حاضر پرونده ثبت میراث طبیعی جهانی آن در دست پیگیری است.

به گزارش گیلان فورکا  ایران در حال حاضر یک میراث طبیعی جهانی یعنی کویر لوت را در یونسکو دارد و با به ثبت رسیدن جنگل‌های هیرکانی دومین میراث طبیعی ایران جهانی می‌شود. ارزیابان یونسکو برای بررسی پرونده جنگل‌های هیرکانی با هدف ثبت در فهرست میراث جهانی، مهرماه امسال به ایران آمدند اما یونسکو از موسسه دیگری به نام IDCA  نیز دعوت کرده تا از مناطق جنگل‌های هیرکانی ایران دیدن کنند به همین دلیل مطالعات اولیه این امر انجام  و سایت‌ها مشخص شده‌اند.

قرار است مطالعات اولیه توسط داورهای بین المللی مورد مطالعه قرار گیرد. این برنامه زیر نظر سازمان جهانی یونسکو خواهد بود و منطقه آماده بازدید ارزیابان جهانی است. نظر آنها  برای ثبت این منطقه بسیار مهم است.  آنها طی این بازدید به این نتیجه می‌رسند که جنگل‌های هیرکانی که در شمال ایران قرار دارند و قرار است در فهرست میراث طبیعی جهان به ثبت برسند آیا استانداردهای لازم را برای ثبت دارد یا خیر.

در بخش شمال کشور، سایت‌های مختلفی برای این موضوع در نظر گرفته شده است که سه سایت در استان گلستان سه سایت در استان گیلان و ۶ سایت در استان مازندران کاندید این برنامه بود و هماهنگی‌ها و بازدیدهای ارزیابان جهانی انجام شده است. در حال حاضر منتظر اعلام نتیجه بازدیدها هستیم که در فروردین ماه سال ۹۸ توسط اتحادیه جهانی حفاظت به یونسکو ارائه داده خواهد شد، سپس جلسه بررسی این نظرات در یک کشور دیگر برگزار می‌شود. در این زمان مشخص می‌شود آیا مناطقی که انتخاب شده‌اند دارای قابلیت جهانی شدن هستند یا خیر.   یکی از مناطقی که در استان گلستان انتخاب شده منطقه سیاه رودبار افراتخته است که دلیل این انتخاب پارک ملی گلستان و منطقه حفاظت شده جهان نما است.

منطقه حفاظت شده جهان نما، یک منطقه در جنوب گرگان است و تا جنوب شرقی کردکوی ادامه دارد و مساحت آن ۳۰ هزار و ۶۵۰ هکتار است که از سال ۱۳۵۲ تحت حفاظت محیط زیست قرار گرفته  و دارای قابلیت بسیار جالبی است. بخش‌هایی از جنگل‌های آن منطقه، همچنین بخش‌هایی از منطقه اکوتن برای ثبت در میراث طبیعی جهانی انتخاب شده، البته بین آنها به عنوان یک منطقه ضربه گیر تحت حفاظت است. پارک ملی گلستان نیز یکی از قدیمی‌ترین پارک‌های ملی و مناطق حفاظت شده ایران است که شاید بتوان از آن به عنوان اولین منطقه حفاظت شده کشور یاد کرد. این منطقه نیز مساحتی در حدود ۹۱ هزار و ۸۹۵ هکتار دارای قابلیت‌های خاص خود است و امکانات حفاظتی در این منطقه دایر است که امیدواریم آن منطقه نیز مورد موافقت قرار بگیرد و جزو میراث جهانی محسوب شود.

نباید فراموش کرد که تمام جنگل‌های هیرکانی دنیا برای ارزیابان مهم هستند. چرا که جنگل‌های هیرکانی قدیمی‌ترین جنگل‌های جهان محسوب می‌شوند و از دوره سوم زمین شناسی باقی مانده‌اند 

رمضانعلی قائمی-  مدیر پایگاه ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی در استان گلستان – که در تمام مدت بازدید ارزیابان یونسکو از جنگل‌های هیرکانی در گلستان، آنها را همراهی ‌کرده است، این مباحث را مطرح می‌کند و می‌گوید: آنچه ارزیابان در ایران دیدند برایشان بسیار جالب و جذاب بود. نباید فراموش کرد که تمام جنگل‌های هیرکانی دنیا برای ارزیابان مهم هستند. چرا که جنگل‌های هیرکانی قدیمی‌ترین جنگل‌های جهان محسوب می‌شوند و از دوره سوم زمین شناسی باقی مانده‌اند. در واقع از جنگل‌های هیرکانی به عنوان موزه زنده دنیا می‌توان یاد کرد. عناصری از درخت سرخدار برای مداوای برخی از سرطان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین بسیاری از گیاهان و جانورانی در طول تاریخ به همین شیوه توانستند در کنار اجتماعات انسانی به بقای خود ادامه دهند و با وجود تحولات اقلیمی جهان باقی بمانند. نظر دانشمندان این است که این گونه مناطق باید کاربری علمی داشته باشند.

او ادامه می‌دهد: ارزیابان در بازدید خود با ابهامات و سوالات روبرو بودند که سعی کردیم به آنها پاسخ دهیم. سوالات آنها درباره برخی از راه‌ها و مسیرها مطرح می‌شد، چرا که سایت معرفی شده از سوی ایران به دو بخش اصلی و ضربه گیرتقسیم شده است. در بخش اصلی هیچ فعالیتی نباید انجام شود ولی در بخش ضربه گیر حساسیت‌ها و ممنوعیت کمتر است با این وجود حفاظت باید به صورت کامل و استاندارد انجام شود. روی هم رفته جمع‌بندی آنها از آنچه که در ایران دیدند راضی کننده بود. از آنجا که قطعات انتخاب شده استان گلستان وسیع و بزرگ است، حساسیت‌ها در این‌باره بیشتر خواهد بود.

رییس سابق پارک ملی گلستان اضافه می‌کند: در چند سال اخیر بحث‌هایی درباره ثبت میراث طبیعی جهانی در ایران مطرح و چند منطقه برای این منظور کاندید شده است. در سال  ۲۰۱۶ موفق شدیم یک منطقه از ایران را در فهرست میراث  طبیعی جهانی یونسکو به ثبت برسانیم که آن هم کویر لوت است اما سایر مناطق چه جنگل‌های هیرکانی  چه سایر پدیده‌های طبیعی دیگر ایران هنوز به ثبت جهانی نرسیده‌اند.

قائمی که امیدوار است این مناطق مورد قبول بازرسان جهانی  و در زمره میراث طبیعی جهان جای بگیرند، می‌افزاید: منطقه سیاه رود افراتخته دارای ویژگی‌های خاصی مانند وجود عناصر هیرکانی و  جنگل‌های سرخدار است.  جنگل‌های سرخدار در سطح جهان مساحت اندکی را به خود اختصاص می‌دهند و در ایران نیز بزرگترین لکه که به صورت یکجا وجود دارد در منطقه علی آباد استان گلستان است و در مجموع به ۴۰۰ هکتار می‌رسد.

ایران ۲۰۰ و در مجموع ۴۰۰ هکتار به صورت انبوه و یکجا از  درختان سرخدار را در بر می‌گیرد که می‌توان گفت کمتر نقطه‌ای از دنیا چنین وسعتی را به صورت یکجا از این درختان دارد

او درباره وضعیت جنگل‌های سرخدار ایران در جهان گفت: این لکه از جنگل‌های سرخدار در ایران بزرگترین هستند. ممکن است سایر کشورها مساحت بیشتری  از درختان سرخدار را داشته باشند اما به صورت پراکنده است. این در حالی است که ایران ۲۰۰ و در مجموع ۴۰۰ هکتار به صورت انبوه و یکجا از  درختان سرخدار را در بر می‌گیرد که می‌توان گفت کمتر نقطه‌ای از دنیا چنین وسعتی را به صورت یکجا از این درختان دارد. بخشی از این منطقه چند سال پیش با عنوان ابر بالادست تحت حفاظت قرار گرفت.

این کارشناس بازنشسته محیط زیست که سابقه ۳۴ سال انجام کارهای اجرایی تحقیقاتی دارد، درباره  سایر عناصر هیرکانی که در این منطقه دیده می‌شود، نیز اظهار می‌کند: درختان تمدن انجیلی‌هایی که برگ‌های خزان کننده آن رنگارنگ و چشم نواز است جذابیت خاصی دارند.  در برخی از مناطق درخت راش و  در برخی از مناطق گونه‌های دیگر داریم. در مجموع جانورانی که در این منطقه زیست می‌کنند مانند پلنگ خرس قهوه‌ای عقاب طلایی کبک و غیره از جمله عناصری هیرکانی به حساب می‌آیند.

قائمی همچنین درباره دلیل به کار گرفتن واژه هیرکانی توضیح می‌دهد: اروپایی‌ها در گذشته نام قدیم گرگان را هیرکان می‌نامیدند که به مرکزیت گنبد بود و بخش‌هایی از سمنان مازندران و مناطق اطراف را در بر می گرفت و هیرکانیا نامیده می‌شد. این واژه بعدها به گرگان تبدیل شد که در برگیرنده دشت گرگان، خلیج گرگان و غیره بود. در واقع می‌توان گفت جنگل‌های هیرکانی نام قدیمی همین منطقه و ایالت گرگان بوده است.

او درباره اینکه آیا این مناطق در معرض آتش سوزی قرار می‌گیرند یا خیر بیان می‌کند: در نواحی مربوط به سیاهرود افراتخته به دلیل مراقبت‌های ویژه‌ای که می‌شود آتش سوزی رخ نداده است. به دلیل وجود درختان سرخدار برخی از این مناطق ممنوعیت‌هایی دارند که بیشتر تحت مراقبت قرار می‌گیرند و افراد عادی نمی‌توانند به این مناطق بیایند. این در حالی است که در پارک ملی گلستان هر ساله شاهد آتش سوزی‌هایی هستیم که به دلیل وجود جاده آسیایی و بی‌مبالاتی‌هایی که  برای روشن کردن آتش جهت پخت و پز و کارهای دیگر صورت می‌گیرد اتفاق می‌افتد. چرا که بسیاری از افراد ممکن است آتش را خاموش نکنند و این آتش به سایر نقاط سرایت کند که در نتیجه شاهد آتش سوزی در مناطق مختلف هستیم.

وی درباره درباره اینکه آیا با ثبت جهانی این منطقه می‌توانیم از امکانات خاص حفاظتی که عرصه بین الملل برای حفاظت از جنگل‌ها است، استفاده کنیم؟ اظهار می‌کند: بله. یکی از سوال‌های مدنظر این بود که ما در حواشی این مناطق چه امکانات حفاظتی و اطفاء حریق داریم و آیا می‌توانیم از آنها استفاده کنیم. این امکانات لیست شده‌ و با ارزیاب‌ها به بحث و گفت‌وگو گذاشته شده است. یقیناً امکانات مدرن و دستگاه‌های سنسوردار که بتواند ما را باخبر کند و امکاناتی که بتوانیم در کوتاه مدت متوجه خطر شویم حتما در اختیار مان قرار خواهد گرفت. از طرفی ما موظف می‌شویم که این امکانات را ایجاد کنیم در این بین می‌توان این امکانات را از اعتبارات ملی که اختصاص داده می‌شود تامین کرد یا با کمک یونسکو آن را تامین می‌کنیم.

مدیر پایگاه ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی در استان گلستان درباره جاده آسیایی که سبب دو تکه شدن پارک ملی گلستان شده  و نظر ارزیابان یونسکو در این باره توضیح می‌دهد: در حال حاضر پیش بینی شده است که جاده در منطقه مورد نظر برای ثبت جهانی لحاظ نشو. بخش شمال و جنوب جاده به عنوان سایت اصلی مد نظر گرفته شده است و می‌توان گفت منطق مد نظر ما دو تکه شده است. ممکن است از ما تعهداتی برای جابجایی جاده بخواهند که البته  در مصوبه دولت طرح و برنامه جا به جایی این جاده از ناحیه شمال در نظر گرفته شده است. طبعا آنچه که در عرصه بین المللی ثبت می‌شود باید طبق استانداردهای بین المللی نگهداری شود و اگر این اتفاق نیفتد در لیست قرمز قرار می‌گیرد و در نهایت ممکن است از فهرست جهانی خارج شویم.

قائمی همچنین می‌گوید: ممکن است چند روستا در استان گلستان، طی جهانی شدن جنگل‌های هیرکانی مجبور به جابجایی شوند. در طول تمام پارک ملی گلستان هیچ ملک شخصی وجود ندارد. تمام منطقه انتخاب شده متعلق به دولت و در زون اصلی آن هیچ ملک شخصی وجود ندارد.  در زون فرعی ملک‌های وجود دارد که طبق مقررات موجود  و استانداردهای جهانی این امکان وجود دارد که مردم به فعالیت های خود ادامه دهند.

اسم جنگل‌های هیرکانی بعد از ثبت در ایران به تمام زبان‌های زنده دنیا در عرصه بین‌المللی مطرح می‌شود و در تمام سایت‌های جهانی قرار می‌گیرد

او همچنین درباره امتیازات ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی در فهرست میراث طبیعی اظهار می‌کند: برای آنکه بتوانیم جنگل‌های هیرکانی را در فهرست میراث جهانی به ثبت برسانیم با تمام جوامع محلی، مسئولان و دست اندرکاران صحبت‌ها و مذاکراتی داشتیم و سعی کردیم آنها را برای حفاظت از این منطقه همراه کنیم.  نباید فراموش کرد که با ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی ردیف اعتباری خاص برای حفاظت از این منطقه از سوی دولت در نظر گرفته می‌شود. در عین حال اسم این مناطق با تمام زبان‌های زنده دنیا در عرصه بین‌المللی مطرح می‌شود و در تمام سایت‌های جهانی قرار می‌گیرد که می‌تواند به لحاظ گردشگری و برخی از فعالیت‌های محیط زیستی برای مناطق بومی جالب توجه، مفید و توسعه برای منطقه را به همراه داشته باشد.

به گزارش ایسنا، جنگل‌های هیرکانی از حدود ۱۲ سال پیش در فهرست موقت یونسکو ثبت شده است؛ پرونده‌ای که نخست قرار بود با آذربایجان به صورت مشترک در فهرست میراث طبیعی این کمیته بین‌المللی به ثبت برسد، اما با به تفاهم نرسیدن دو کشور در برخی موارد، ایران سرانجام تصمیم گرفت پرونده‌ی «جنگل‌های هیرکانی» را که بخش عمده‌ی آن در سرزمین‌های شمالی کشور است روی میز یونسکو قرار دهد و سرانجام بعد از پیگیری‌های مورد نیاز و رفت‌وآمد ارزیابان یونسکو به ایران، قرار است این پرونده در اجلاس ۲۰۱۹ بررسی شود.

جنگل‌های هیرکانی بازمانده دوران سوم زمین‌شناسی و عصر یخبندان و غنی از نظر گونه‌های بومی و باستانی، پوشش گیاهی و تنوع زیستی با نادرترین گونه‌های جنگلی جهان شامل ۸۰ گونه درختی، ۵۰ گونه درختچه‌ای، گونه‌های بومی (اندمیک) درختی و گونه‌های جانوری چون پلنگ، خرس، کل و بز، مرال و … است. این نوع جنگل‌ها در حالی‌که در اکثر نقاط اروپا و سیبری به دلیل سرما و یخبندان قادر به بقا نبوده‌اند و در حال حاضر فسیل‌هایی از آنها به جای مانده به دلیل اقلیم معتدل‌تر حاشیه دریای خزر به حیات خود ادامه داده‌اند.

۱۵ نقطه از این جنگل شامل «پارک ملی گلستان»، «جنگل ابر»، «جهان‌نما»، «بولا»، «جنگل الیمستان»، «جنگل واز»، «حوزه کجور نوشهر»، «چهارباغ چالوس»، «جنگل خشک داران»، «گشت رودخان»، «سیاه رودبار گیلان» و منطقه حفاظت‌شده «لیسار» سایت‌های انتخابی برای ثبت در فهرست میراث جهانی هستند.

کبریا حسین‌زاده- ایسنا

رمضانعلی قائمی، مدیر پایگاه ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی در استان گلستان

انتهای پیام

درباره : استانی

گیلان فورکا – آمریکا

یک رسانه آمریکایی تحلیل کرده قطر ممکن است برای فشار به عربستان سعودی، از شورای همکاری خلیج فارس هم خارج شود. 

وبگاه شبکه خبری بلومبرگ در این تحلیل با اشاره به خروج ناگهانی قطر از «سازمان کشورهای صادر کننده نفت» (اوپک) نوشته این اقدام سؤال‌های جدی را مطرح کرده مبنی بر اینکه احتمال دارد این خروج مقدمه‌ای برای خروج قطر از شورای همکاری باشد. 

در این گزارش آمده، اگر قطر دست به چنین کاری بزند، این کار سعودی‌ها را ناراحت خواهد کرد و آن‌ها را در تنگنا و شرایط سختی قرار خواهد داد.

بلومبرگ نوشت که  قطر به راحتی می‌تواند از توجیهاتی که بعد از ۲۷ سال از عضویت در اوپک برای خروج از این سازمان مطرح کرد، به شکل قانع کننده‌ای جهت خروج خود  از شورای همکاری خلیج فارس نیز استفاده کند.

این خبرگزاری به اظهارات «حمد بن جاسم»، نخست وزیر اسبق قطر در مورد خروج این کشور از اوپک اشاره کرد که گفته بود اوپک دیگر برای قطری‌ها بی‌فایده بوده و به ضرر منافع ملی این کشور است. 

بلومبرگ نوشته است: «این گونه توجیه‌ها در وضعیت شورای همکاری‌ خلیج فارس دوچندان است؛ به یژه اینکه در بین اعضای این سازمان دو کشور که همان عربستان سعودی و امارات هستند، طی ۱۸ ماه گذشته، تحرکات گسترده‌ای جهت قطع روابط کشورهای عربی با دوحه داشتند».

با این حال، بلومبرگ می‌نویسد: «اگر قطر از شورای همکاری خلیج فارس خارج شود، این مسئله باعث تقویت این ادعای سعودی و امارات می‌شود که معتقدند خاندان حاکم قطر به دنبال برهم زدن اجماع عربی است. اما اگر دوحه کماکان در این شورا باقی بماند، این اقدام به قطر این فرصت را خواهد داد که بر تعهد خود به شورای همکاری خلیج فارس تأکید کند. نتیجه این، کاهش بحران کشورهای عربی خلیج فارس خواهدبود.»

در پایان این گزارش آمده، به رغم اینکه سعودی‌ها و اماراتی‌ها به دنبال اخراج قطر از شورای همکاری هستند ولی کویت و عمان با این کار مخالف بوده و از آنچه که آن را «قلدری و قلچماقی عربستان» می‌دانند، ناراحت و خشمگین هستند؛ برای همین هم در بحران قطر، بی‌طرف بودند.

گفتنی است «سعد الکعبی»، وزیر انرژی قطر دوشنبه این هفته با بیان اینکه «ما ظرفیت نفتی زیادی نداریم و واقع‌بین هستیم. ظرفیت ما در واقع گاز است»، اعلام کرد که از اوپک خارج می‌شود. اوپک نیز به این تصمیم قطر احترام گذاشت و گفت که اعضای این سازمان حق دارند هر زمان که لازم دانستند از این اوپک خارج شوند.

درباره : استانی


 


 


 


 


بعید می‌دانم چنین شرایط ویژه‌ای در سایر کشورها سابقه داشته باشد که افراد در رشته‌های غیرتخصصی و حتی غیرتجربی خود، علاوه بر اظهارات کارشناسی! بر نظرات خویش نیز پافشاری کرده و بر آن تأکید کنند. اظهاراتی که در خوش‌بینانه‌ترین حالات، نشانی از بی‌بضاعتی و یا ساده انگاری گوینده دارد و در بدبینانه‌ترین حالت می‌تواند اظهاراتی هدفمند و مغرضانه با منظور رسیدن به اهدافی از پیش تعیین شده تلقی گردد. سخن گفتن از مصرف ۸۰ یا ۹۰ درصدی از منابع آبی کشور در بخش کشاورزی، ادعایی است که نه تنها مستندی تا کنون بر آن ارائه نشده است که مستنداتی بر رد آن نیز وجود داشته و بارها منتشر شده است. علی‌رغم این‌که حتی در کشورهای توسعه یافته نیز بالاترین میزان مصرف مربوط به تولیدات بخش کشاورزی و یا صنایع وابسته به آن است، اما ادعای چنین میزان مصرفی عجیب و کمی دور از ذهن است. ادعایی عجیب و دور از ذهن که بر این باور است که سایر مصارف مانند: شرب خانگی، تجاری، صنعتی، فضای سبز شهری و… تنها ۱۰ الی ۲۰ درصد مصرف کشور را تشکیل می‌دهد. ادعایی که بر مبنای آمار غلط و اطلاعات غیرتخصصی و غیرکارشناسی شکل گرفته و مبنایی برای هجمه‌هایی بعضاً مغرضانه به بخش کشاورزی شده است. هجمه‌هایی عجیب با سخنانی که فارغ از صحت یا عدم صحت آن، توسط برخی از افرادی بیان می‌شود که حتی در برنامه‌ها و سیاست‌های تشویقی، تبلیغی، ترویجی و آموزشی مجموعه‌های تحت تصدی خود، گام مؤثری در راستای کاهش مصرف برنداشته‌اند. آنها صرفاً با «مدیریت شعار محور» و هجمه به بخش کشاورزی تلاش می‌کنند تا «چرخِ اقتصادِ آب» را بهتر و بیشتر بچرخانند تا در پوشش شرکت‌های خصولتی خدمات رسان در این حوزه، سود بیشتری را به واسطه بهره‌برداری عمومی از منابع آبی (در مصارف غیر کشاورزی) به دست آورند! متأسفانه باید اذعان کرد که در کشورما، توسط «خود متخصص پنداران غیر مطلع!» آمارهایی غلط ارائه می‌شود و موضعگیری‌هایی بی‌اساس که بر پایه این آمار شکل می‌گیرد و تصمیم گیری‌هایی نیز بر مبنای این آمارها و موضعگیری‌ها انجام می‌شود. از این رو پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم که مشکل اصلی کشور، بیش و پیش از آن‌که تهدید خارجی و سیاست‌های ناجوانمردانه دولت‌های متخاصم، بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی، فساد، تهاجم فرهنگی و… باشد، بی‌برنامگی‌ها و عدم تخصص برخی از به اصطلاح کارشناسانی است که با اظهار نظرهای بدون پشتوانه مطالعاتی و تحقیقاتی، باعث شکل‌گیری دیدگاه‌های غیرکارشناسی بعضاً مخرّبی در مدیران فرادست خود می‌شوند که در نهایت تصمیمات ایشان موجب بروز معضلاتی در حوزه اقتصادی کشور می‌شود.


افرادی بدون دانش و یا فاقد تحصیلات تخصصی و حتی اطلاعات تجربی در بخش کشاورزی بر پایه احکام مدیریتی و یا ابلاغ مسئولیت‌هایی با عناوین پر طمطراق، به سادگی«متخصص بخش کشاورزی» و یا «کارشناس آینده پژوهی» شده‌اند و بدون استناد به منبعی علمی یا اعلام رفرنس تخصصی و یا حتی مرجعی رسمی و مستند در اظهار نظرات خود، آماری غیر کارشناسی را ارائه می‌دهند و نهایتاً بر مبنای آن نتیجه‌گیری می‌کنند که تعطیلی کشاورزی در کشور و یا بستن چاه‌های آب کشاورزی تنها راهکار حل بحران آب کشور است! این کارشناسان در تحلیل‌های خود نمی‌گویند که با تعطیلی بخش کشاورزی، معضلات زیست محیطی خصوصاً ریزگردها را چگونه مدیریت خواهند کرد؟ و یا اقتصاد خانوارهای کشاورز و روستایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم به همین منابع آبی وابسته است را چگونه باید تأمین کرد؟ و یا شاغلان در بخش کشاورزی را باید به سوی کدام مرکزی برای اشتغال و کسب درآمد هدایت کرد؟ و یا برنامه ایشان برای مقابله معضلات مهاجرت روستاییان به شهرها و مدیریت آسیب‌های اجتماعی و مشکلات حاشیه نشینی حاصل از این اتفاق چیست؟ بدون اقامه دلایل مستند، پیشنهادات کارشناسی و یا ارائه راهکار عملیاتی مشخص، سخن گفتن از تعطیلی بخش کشاورزی بسیار آسان و همراه کردن بخشی از افکار مردم عامی کوچه و بازار بسیار سهل الوصول است. اما مهم آنجاست که نتیجه این نوع موضعگیری‌ها و اظهار نظرات غیرکارشناسی، تهدید جدی روند زندگی عادی مردم است. نابودی کشاورزی، از تهدید شرایط اقتصادی و درآمد خانوارهای زحمت کشی که شرافت و صداقت شان عاریه‌ای نبوده و نیست آغاز شده و نهایتاً به تهدید امنیت غذایی همه شهروندان و یا حتی تضعیف امنیت دفاعی کشور منجر می‌شود. این اتفاق در مقطع زمانی کنونی (که کشورمان در آستانه ورود به شرایط ویژه اقتصادی در اثر سیاست‌های ناجوانمردانه دولت‌های متخاصم است) تهدید امنیت غذایی کشور و تحدید خودکفایی در تولید محصولات اساسی، نمی‌تواند در راستای حفظ منافع ملی و مصالح عالیه کشور تعبیر و تفسیر شود. دیدگاه‌هایی ناصحیح که اگر تحلیلشان برخاسته از دانش تخصصی و اطلاعات کارشناسی باشد، هرگز به سادگی دم از محدودیت و یا تعطیلی بخشی نمی‌زنند که ارزش تولیدات آن بیش از ۷۰ میلیارد دلار و سهمش در فضای کسب و کار کشور بیش از ۳۰ درصد (به صورت مستقیم و غیر مستقیم) است. بخشی که میزان صادرات محصولات خام و فرآوری شده آن ۱۳٫۶ درصد صادرات کالاهای غیر نفتی کشور است و بررسی اشتغال در بخش‌های عمده اقتصادی نیز نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۶، بخش کشاورزی با ۱۷٫۶ درصد، پله سوم از سهم اشتغال کشور را به خود اختصاص داده است. آمارهای رسمی در حالی از سهم ۱۷.۶ درصدی بخش کشاورزی از کل اشتغال کشور حکایت می‌کنند که سهم این بخش از کل تولید ناخالص داخلی در سال ۹۶ در حدود ۱۰ درصد بوده که بر این اساس می‌توان ادعا کرد، سهم اشتغال این بخش ۷۰ درصد بیش از سهم تولید ناخالص آن است. دلیل این امر به هزینه کم ایجاد اشتغال در بخش کشاورزی بازمی‌گردد؛ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز چند سال قبل ادعا کرده بود که ایجاد هر شغل در بخش پتروشیمی نیاز به یک میلیارد تومان سرمایه‌گذاری دارد، با این همه ایجاد شغل در بخش کشاورزی کمتر از ۵۰ میلیون تومان سرمایه می‌خواهد. از این‌رو می‌توان ادعا کرد که بخش کشاورزی، بارز‌ترین نماد، اقتصاد مقاومتی است که توانسته است علاوه بر رونق در تولید داخلی و حفظ استقلال کشور در زمینه محصولات غذایی، با کمترین سرمایه‌گذاری و بدون وابستگی به منابع ارزی، اشتغال موجود در بخش کشاورزی را حفظ کرده و اشتغال پایدار و مولد را در مناطق کمتر توسعه یافته و روستایی ایجاد کند. نهادها و مراکزی که اهتمام جدی و پیگیری شبانه روزی آنها در تعطیلی (و نه حتی تبلیغ مصرف بهینه، صرفه‌جویی یا کاهش مصرف) منابع آبی در بخش کشاورزی است، هیچ گونه عنایتی به برنامه‌ها و فعالیت‌های مجموعه جهاد کشاورزی در خصوص آموزش و ترویج کشت محصولات با نیاز آبی کم و صرفه اقتصادی بیشتر و تغییر الگوی کشت بر مبنای اقلیم آب و هوایی ندارند و از برنامه محوری و مستمر وزارت جهاد کشاورزی جهت اصلاح الگوی مصرف به وسیله اجرای سامانه‌های نوین آبیاری در اراضی کشاورزی که باعث صرفه‌جویی سالانه ۷.۹ میلیارد متر مکعب در مصرف آب می‌شود غافلند.  برنامه‌ریزی و تخصص محوری در تصمیم گیری‌ها، انصاف و صداقت در اظهار نظرها، تجربه و توانمندی در اجرا توأم با آموزش دقیق، اطلاع‌رسانی صحیح و فرهنگ‌سازی اثرگذار در همه بخش‌ها (کشاورزی، شرب، تجاری، صنعتی، فضای سبز شهری و…) راهکاری برای عبور از «بحران آب» است.  راهکاری که انتفاعش عمومی و جامعه محور خواهد بود و نه صرفاً چرخیدن «چرخِ اقتصادِ آب!»

درباره : استانی

شرکت‌های لبنیاتی متخلف پس از محکوم شدن در شعب سازمان تعزیرات برای فرار از مجازات، سازمان تعزیرات را دور می‌زنند.

به گزارش خبرنگار حقوقی وقضایی تسنیم، خبر پافشاری یک کارخانه لبنی بر گران‌فروشی به بهانه گرانی شیر خام و مواد اولیه برای تولید لبنیات و عدم امکان اعمال نرخ‌گذاری تعیین‌شده از سوی سازمان حمایت، از پربازدیدتریناخبار کشور بود که در این هفته منتشر شد.

این عجیب است که یک متخلف در مواجهه با جریمه میلیاردی که باید پرداخت کند، در مقابل قانون سینه سپر می‌کند و تمسخر آمیز اظهار می‌دارد که «به گرانفروشی ادامه می‌دهیم.»

در گفت‌وگوی تسنیم با سخنگوی سازمان تعزیرات در خصوص میزان جریمه‌های معوق که تاکنون وصول نشده است، مشخص شد که کارخانه‌های تولید لبنیات راه دور زدن برای نپرداختن این جریمه‌ها را یافته‌اند که چنین گستاخانه در مقابل حکم قانون سینه سپر کنند.

سیدیاسر رایگانی در این خصوص می‌گوید: شرکت‌های لبنیاتی برای لغو جریمه خود، به عناوین مختلفی مثل حمایت از تولید اقدام به اخذ قرار موقوفی حکم از دیوان عدالت اداری می‌کنند و با توجه به اینکه دیوان نهاد بالاسری تعزیرات محسوب می‌شود، حکم تعزیرات موقوف می‌ماند.

شرکت متخلف لبنی که گفته است به گرانفروشی ادامه خواهد داد، مدعی است که به ترتیب ۶۵ درصد و ۵۰ درصد از بازار بستنی و شیر استرلیزه کشور را در دست دارد و به این ترتیب مشخص است که هر دو این محصولات گران به دست مردم می‌رسد.

همچنین یکی دیگر از عوامل گستاخی برخی متخلفان در مقابل حکم قانون می‌تواند تقدیر از آنها باشد و در حالی که صاحبان برخی از همین شرکتهای لبنی دارای تخلف و محکومیت بودند، سال گذشته نشان افتخار را از دست وزیر صنعت، معدن و تجارت دریافت کردند.

The post دور زدن حکم تعزیرات، علت گستاخی شرکت‌ لبنی گرانفروش appeared first on گیلان فورکا.

درباره : استانی

به گزارش گیلان فورکا از انتخاب، افراد رمانتیک و احساساتی برای کاریابی باید به گام اول یعنی استعدادهای خود مراجعه کنند. وقتی یک فرد رمانتیک به احساسات خود بی توجهی کند و شغلی سخت و سنگین را انتخاب کند، نتیجه ای مناسب نمی گیرد.

اگر رمانتیک و احساساتی هستید :

_بهتر است پیش از کاریابی در کلاسهای مختلف ثبت نام کنید. کلاسهایی که استعدادهای شما را بیشتر برجسته می کنند

_پس از تقویت استعدادهای خود به سراغ کاری بروید که با استعدادهای شما هماهنگ باشد

_اگر استعداد طراحی و نقاشی دارید وارد مشاغلی مثل دیزاین و طراحی شوید

_به سلایق و استعدادهای خود احترام بگذارید و فراموش نکنید شما می توانید با روحیات خود دنیا را فتح کنید

بهترین شغلها برای افراد رمانتیک

_در مصاحبه های شغلی تمامی استعدادهای خود را اعلام کنید

_اگر از سالها پیش مهارتی داشتید که نیمه کاره رها کرده اید دوباره به سراغ استعدادهای قدیمی رفته و این مسیر را ادامه دهید

_کارهای خود را در شبکه های اجتماعی به نمایش بگذارید، محیط مجازی فرصتی مناسب برای فروش کالاها را در اختیارتان می گذارد

_اگر قادرید فضایی کوچک اجاره کنید کارهای خود را در قالب گالری هنری به نمایش بگذارید

 

درباره : استانی

 

گیلان فورکا – تونس

به گزارش روسیا الیوم، بر اساس تصمیم الباجی قاید السبسی وضعیت فوق العاده در سراسر تونس از ۷ دسامبر (۱۶آذر) ۲۰۱۸ تا پنج ژانویه (۱۵دی) ۲۰۱۹ تمدید شد.

این اقدام در پی مشورت با نخست وزیر و رئیس مجلس نمایندگان تونس درباره مسائل مربوط به امنیت ملی، صورت گرفت.

وضعیت فوق العاده در تونس از ۲۴ نوامبر ۲۰۱۵میلادی در پی کشته و زخمی شدن ۳۰ تن در یک حمله تروریستی شروع و پیوسته تمدید شده است. در این روز افراد مسلح به اتوبوس حامل نیروهای گارد ریاست جمهوری در پایتخت این کشور حمله کردند و ۱۲ نفر از آنان را به قتل رساندند.

بر اساس قانون تونس، مقام های این کشور می توانند در صورت احساس خطری که نظم عمومی را بر هم زند یا در زمان روی دادن حادثه ای که جنبه فاجعه ملی داشته باشد، در بخشی از این کشور یا در همه مناطق آن حالت فوق العاده اعلام کنند.

در حالت فوق العاده، وزیر کشور می تواند دستور اقامت اجباری برخی اشخاص، جلوگیری از برگزاری تجمع ها، منع رفت و آمد و بازرسی مناطق مختلف در شب و روز، نظارت بر روزنامه ها و رسانه ها بدون اخذ مجوز از مقام قضایی را صادر و همچنین مقام های محلی می توانند مانع اعتصاب اتحادیه های مختلف شوند.

درباره : استانی


  دانشجویان دانش به دانش اضافه می‌کنند که به کار مردم بیایند، اما متأسفانه طی سال‌های اخیر، با آفتی به‌نام تنبلی دانشجویان روبه‌رو بوده‌ایم و اینکه دانشجویان ما، دنبال اطلاعات و دانش واقعی نمی‌روند و دوست دارند سریع به کار بزنند و پولی به دست بیاورند و پستی و مقامی. دانش‌طلبان واقعی، تنها دنبال به‌دست آوردن دانش‌اند. برای این کار هم، سبک زندگی خاصی را باید رعایت کنند. وقتی زندگی دانشمندان حقیقی ایران و جهان را مطالعه می‌کنید، می‌بینید که قناعت، سختکوشی، ادب، دانش‌ورزی، احترام به استاد و بزرگان و… در آنها بیداد می‌کند. اینجا می‌توانید چند روایت متفاوت بخوانید درباره دوران جذاب دانشجویی.


 


طرح زدن به زندگی


محمد زینالی اناری – پژوهشگر فرهنگ عامه


دوران دانشجویی، هنگامه‌ای است برای پخته شدن یا ملموس تر بگویم، ورز خوردن برای زندگی. همان طور که نانوا خمیر را می‌گرداند و به آن شکل می‌دهد، در دوران دانشجویی هم جوان ایرانی چرخ می‌خورد و شکل می‌پذیرد. منتها تفاوتش آن است که آن کسی که به دانشجو شکل می‌دهد و او را از حالت بی‌شکل، هیجانی و حاضرجواب دوران نوجوانی به فردی دارای تمایز، آینده اندیش و سنجیده نگر تبدیل می‌کند، خود وی است. خود دانشجو است که رشته خود را انتخاب می‌کند و در بافت دانش آن فرو می‌رود تا به یک آرکی تایپ اجتماعی در ذیل یک تشخص حرفه‌ای آکادمیک درآید.


پیشتر، در جامعه ما نوآموزها توسط والدین، یا بزرگ‌ترهای دیگری که در جامعه بود، در مناسک‌های‌ گذار شرکت می‌کردند تا در پایان نوجوانی به چوپان، دهقان روستایی یا شاگرد صنف تبدیل شوند. نوآموز، تحت دستورهای کارکردی و اطاعت‌های پی‌در‌پی یاد می‌گرفت تا چگونه نسخه‌ای تکراری از همانی باشد که پیشتر در پدر، آقا یا اوستایش بوده است.


اما دانشجو در دانشگاه می‌آموزد تا با توجه به کتاب‌ها و مسأله‌ها، بی‌شکلی، هیجان و نقادی خود را به نیرویی برای تبدیل شدن به فردی خلاق به کار گیرد. از آن رو، او نه خمیری که به ناخن می‌زیبد، بلکه در حال طرح افکنی خویشتن خود است. به جای آنکه تکرار و تقلید را بیاموزد، دنبال پیمودن بخشی از راه بی‌پایان زندگی است.


اما این یک معنای آرمانی است و بسیاری شاید دوست داشته باشند به شکل مریدوار یا نه چندان ریاضت کشانه راه بپیمایند، اما این کنه معنایی است که یک دانشجو در ذهن می‌پرورد. دانشجو به‌دنبال تمایز خود، داشتن نگاهی به آینده و جستن فرصت‌های خلاقیت یا سنجشگری در زندگی است. اما در واقع نسبت به آنکه آیا واقعاً این کار را می‌تواند بخوبی انجام دهد یا نه، دودل است و از امکانات و شرایطی که برای تحقق این معنا در مسیر زندگی او مهیاست گله‌مند است.


به‌عنوان یک سنخ از آتیه این دانشجویان؛ پرستاران بیمارستان به جای دانش و نظریه‌های رشته‌ای خودشان، در سفارش‌های علم پزشکی نامرئی می‌شدند. شاید یکی از دلایل گلایه دانشجو و تردیدش از پایان‌بندی حضور و وجودش در دانشگاه این است که راه خلاقیتی که تصویر او از آینده و شکل دادن به خود بوده، بسته است. از این روست که ناخن‌های طرح افکنی او به خود و کسب تمایزش کند می‌شود. با این حال، دانشجویان این معنا را در ذهن دارند و به حقیقت آن ایمان دارند، هر چند تردیدهای زیادی برای سست شدن عمل ورزی آنان وجود دارد و از ایشان می‌خواهد درس‌ها را به شب امتحان بیندازند و پایان نامه را جدی نگیرند، چرا که جدیتی برای خلاقیت در آینده‌شان نیست.


 اما این روح پرشور و هیجان دوران نوجوانی است که هر سال به دانشگاه می‌آید و دامن آن را پر از سؤال می‌کند و پیش از آنکه در کرختی بی‌معنایی فرو رود، فرصتی تازه برای طرح زدن به زندگی می‌آفریند. از این رو، زندگی روزمره دانشجویی، همواره پر از سؤال، برای کسب مهارت، نگاه به پیش رو و فهم مقولات است که بتدریج او را به فردی متمایز، آینده اندیش و سنجیده نگر تبدیل می‌کند.


 


من‌دوران‌دانشجویی‌نداشتم
اسماعیل امینی – شاعر و استاد دانشگاه

من با آنکه سالیان زیادی دانشجو بودم، دوران دانشجویی نداشتم. سی‌ و‌ دو سه ساله بودم که به دانشگاه رفتم و چون در تهران درس می‌خواندم و خانه‌ام در تهران است، نیازی به خوابگاه نداشتم. یعنی نه جوان بودم که همراه همکلاسی‌های جوانم به دورهمی‌های جوان پسند بروم و نه در خوابگاه بودم که با دوستان همدوره‌ام محافل دانشجویی داشته باشم. شاغل بودم و وقت سرخاراندن نداشتم.


دانشجویی من همزمان بود با التهابات و یارکشی‌های اهل سیاست در دانشگاه‌ها؛ عده‌ای طرفدار این طرفی‌ها بودند و عده‌ای طرفدار آن طرفی‌ها و با خوش خیالی ایام جوانی خیال می‌کردند این سوی و آن سوی سیاست لابد خیلی باهم فرق دارد و الان صف‌بندی حق و باطل شکل گرفته است مثلاً!


 با هم بحث می‌کردند و دعوا می‌کردند و به‌جان هم می‌افتادند، بعد قوای قهریه می‌آمد به دانشگاه و به جان همه‌شان می‌افتاد فضای دانشگاه پر می‌شد از داد و فریاد و اخطار و دود و گاز اشک آور.


بعد روزنامه‌ها خوش به حال‌شان می‌شد و نفت بر این آتش می‌ریختند و معرکه‌گردانی می‌کردند از هر دو سوی ماجرا.


بعد معرکه گردان‌ها می‌نشستند دورهم و با هم مذاکره می‌کردند و دوست می‌شدند و غنایم و مناصب را بالمناصفه تقسیم می‌کردند و اسمش را گذاشته بودند: فشار از پایین، چانه زنی در بالا!


این وسط، عده‌ای دانشجوی زخمی و کتک خورده و بازداشتی و ستاره دار، روی دست آسمان بی‌ستاره آرمانگرایی دانشجویی باقی می‌ماند.زمانی که من سال آخر دبیرستان بودم؛ یعنی سال ۱۳۶۰هنوز کنکوربازی این قدر رونق نداشت که به دانش‌آموزان سال آخر بگویند: کنکوری.


از یک کلاس سی نفری، حداکثر چهار پنج نفر، حال و هوای دانشگاه در سر داشتند و برای آزمون‌های ورودی دانشگاه مطالعه می‌کردند. بقیه بچه‌ها خیلی معقول و منطقی به فکر خدمت سربازی و کار و ازدواج بودند.


اما انقلاب فرهنگی آمد و به حساب دانشگاه رسید و حق استاد و دانشجو و پژوهشگر را گذاشت کف دست خیابان.


در روزهای انقلاب فرهنگی آن قدر کتاب و نشریه از کتابخانه‌ها و آرشیوهای دانشگاه تهران پاره کرده بودند و در کف خیابان انقلاب روبه‌روی سر در دانشگاه ریخته بودند که بی‌اغراق، عابران روی کوهی از کاغذ پاره راه می‌رفتند. از اول خیابان شانزده آذر، که روز دانشجوست، تا اول خیابان قدس، کاغذ پاره‌ها روی خیابان را سفید کرده بودند.


پس دانشگاه تعطیل شد، تا انقلابی و اسلامی بشود. دانش‌آموزان آماده ورود به دانشگاه هم رفتند پی کار و زندگی و قید درس و دانشگاه را زدند.


سال‌ها بعد که دانشگاه باز شد، برای ورود به دانشگاه، فقط قبولی در کنکور کافی نبود. مرحله دیگری داشت شامل مصاحبه عقیدتی و تحقیقات محلی، تا معلوم بشود که این جوان از نظر پندار و گفتار و رفتار، شایستگی دانشجویی دارد یا نه؟


باید معلوم می‌شد که شلوار لی می‌پوشد یا شلوار پارچه‌ای؟ پیراهن آستین کوتاه می‌پوشد یا آستین بلند؟ تازه همان پیراهن آستین بلند را روی شلوارش می‌اندازد یا مثل قرتی‌های غربزده داخل شلوارش می‌برد؟


اگر داوطلب دانشگاه، دختر بود که پناه بر خدا! از زن‌های سر کوچه می‌پرسیدند و تا آمار تک تک تارهای موی سر و روی و ابروی دختر جوان را درنمی‌آوردند، خیال‌شان راحت نمی‌شد.


موسیقی هم خیلی مهم بود، آیا از خانه این جوان داوطلب دانشگاه، صدای موسیقی می‌آید؟


بقیه تحقیقات هم چیزهایی بود از همین قبیل. تا بدان جا که بودن کبوتر در حیاط و پشت بام منزل، نشانگر ناصالح بودن جوان جویای علم بود.این‌ها را که نوشتم نه برای مرور خاطرات قدیم است بلکه برای آن است که بگویم چرا آن همه شور و هیجانِ تشکل‌های دانشجویی این جناح و آن جناح را در دهه‌ هفتاد، جدی نمی‌گرفتم چون یک بار تبعات وارد شدن سیاسیون به دانشگاه را دیده بودم.


از نظر سیاسیون، هر کتابی که حرف دلخواه آنان را بیان نکند، کاغذ پاره است. هر استادی که کارمند گوش به فرمان آنان نباشد، ناصالح است. هر دانشجویی که پیاده نظام مجادلات جناحی نباشد، منفعل است و از آن عجیب‌تر هر دانشجویی که طرفدار جناح رقیب باشد، اخراج باید گردد.


سیاسیون خود را محق می‌دانند که با تعویض ادواری جناحین، مدیران دانشگاه‌ را از میان همفکران خود منصوب کنند. آنها خیال می‌کنند که ریاست دانشگاه و مدیریت علمی و حتی کرسی‌های استادی، مناصب اداری است و با یک حکم انتصاب، می‌توان از یک بازیگر سیاسی، یک استاد صاحب کرسی تدریس و پژوهش، خلق کرد. جل الخالق


 


بار دیگر دانشگاهی که دوست می‌داشتم


احسان رضایی – نویسنده


ویل دورانت، جایی در «تاریخ تمدن»ش آورده که «سرزمینی که جوانی انسان در آن می‌گذرد، درست به اندازه خود جوانی باشکوه است» و در این گفته، حقیقتی است. الان یک دهه و اندی از پایان دوران دانشجویی من می‌گذرد و خودم دارم تدریس می‌کنم، ولی هر بار اول مهر که می‌رسد دلشوره رسیدن سر وقت به کلاس درس می‌افتد توی جانم و دیگر رهایم نمی‌کند، رهایم نمی‌کند، رهایم نمی‌کند مگر بروم جلوی آن سردر سیمانی و یک مدت بایستم و به رفت و آمد جوانترها زل بزنم و بداخلاقی‌های نگهبانی را که اصرار دارد به فرموده خواجه شیرازعمل کند و ما را که پیر شده‌ایم «از میکده بیرون» کند، طاقت بیاورم. هرچند عاقبت جلسه‌ای، کلاسی، همایشی، سخنرانی‌ای، چیزی پیدا می‌شود که باز بتوانم بروم و با آن ساختمان‌های خاکستری آشنایم، از نزدیک حال و احوال بکنم.


 اما حتی نگاه کردن به رفت‌وآمد جوانترها و دیدن شور و حال آنها هم می‌تواند حال من را خوش بکند. می‌دانید؟ تجربه دانشجویی، آنگونه که ما تجربه‌اش کردیم، حادثه‌ای یگانه و منحصر به فرد است. آن روزها، اوج ماجراهای سیاسی بود و شلوغی‌های آن؛ ما بودیم و سر پرشور و خاممان؛ و همان سردر سیمانی که عکسش توی جیب هر کداممان به‌راحتی پیدا می‌شد. جوان بودیم و بی‌مسئولیت. یک ترکیب رؤیایی. به اندازه کافی هم چیز برای دیدن و خواندن و سرک کشیدن و یاد گرفتن بود. «صالح و طالح متاع خویش» می‌نمودند و هر کسی فقط باید ظرفش را می‌آورد جلو تا به اندازه گنجایش ظرفش، گیرش بیاید. بعضی‌هایمان زیادتر تجربه کردند و بیشتر بردند. 


بعضی هم مثل من کاهلی کردند و حالا نصیبمان شده است دلتنگی. اینها که می‌گویم گمان نکنید که قصد نصیحت و توصیه‌ای به جوانترها در کار است. نخیر، نه من در مقامی هستم که مقام نصیحت باشد و نه اصلاً این موضوع چیزی است که موضوع نصیحت باشد. حالا دیگر کنکور آن غول بی‌شاخ و دمی نیست که در عهد ما بود و فقط کافی است کسی در آزمون ثبت‌نام کند و سر جلسه حاضر بشود و کیک و ساندیسش را بخورد و دوسه تا علامت هم در صفحۀ پاسخنامه بزند تا بالاخره یک جایی قبول شود. اما هنوز هم آن چندتایی دانشگاه قدیمی و معروف که زندگی دانشجویی، یعنی استادان معروف و دانشجویانی از شهرهای مختلف و خوابگاه و فعالیت فوق برنامه و خارج از برنامۀ درسی مصوب دارند، یک چیز دیگر است. علی الخصوص آن قسمت خارج از درسش؛ چون راستش را بخواهید، درس را که بدون دانشگاه هم می‌شود خواند. کافی است کتاب‌های مرجع هر رشته‌ای را بگیری و بخوانی و بعد هم چند ماهی وردست یک متخصص بایستی یا فیلم‌هایش را از اینترنت ببینی. همین برای آموختن تئوری آن علم کافی است. 


چیزی که دانشگاه و استادان باید به دانشجو یاد بدهند، تجربه و مهارت در آن رشته است که الحمدلله، تکلیف این قسمت هم در دانشگاه‌های ما به‌طور بنیادی حل شده و خیالمان از این بابت راحت است.


اما چیزی که دانشگاه دارد و جای دیگر ندارد این است که در کشور ما متأسفانه امکان آزمون و خطا بسیار کم است. شما نمی‌توانی چیزی را تجربه بکنی و بعد اگر خوشت نیامد، دوباره بروی سراغ یک تجربه دیگر. به‌عنوان مثال، امکان دنبال کردن یک رشته ورزشی به‌طور مرتب و جدی، برای افراد معمول جامعه، فقط با زدن از ساعات کار و طبیعتاً درآمد دست می‌دهد. 


در مورد چیزهایی مثل ادبیات و کتابخوانی و اموری از این دست که ماجرا غریب‌تر هم می‌شود و مشمول آن کنایه «کی داده و کی گرفته». هر جور فکرش را بکنید، فقط یک راه‌حل هست: دانشگاه. تنها توی دانشگاه است که شما فرصت دارید (حداقل برای چهار ترم، زمان مجاز برای تعداد مشروطی‌های قابل قبول) همه چیز را بگذارید کنار و با دل خوش، تجربه‌های متعدد و متنوع بکنید. 


تازه اگر این شانس را داشته باشید که توی یکی از دانشگاه‌های اسم و رسم‌دار و قدیمی قبول بشوید، جایی که تراکم نخبه‌هایش خیلی بالا باشد، که دیگر نانتان توی روغن است. می‌توانید چنان تجربه‌های هیجان‌انگیزی را امتحان بکنید که دیگر جایی گیرتان نیاید. باز هم بخصوص اگر شانستان بزند و در یک دوره اجتماعی شلوغ و پلوغ، که بحمدالله در مملکت ما کم هم نیست، دانشگاه رفته باشید: اعتصاب، اعتراض، تحصن، امتحان عقب انداختن، نشریه دانشجویی، شب شعر، کتابخانه فرهنگی، اردو، جشنواره، … درست مثل دوره‌ای که ما دانشگاه می‌رفتیم و به قول رضا براهنی در آن شعر بلند: «و چه زندگی‌هایی داشتیم برادر!/ تنها دیوانگان می‌دانند که چه زندگی‌هایی داشتیم…»


 


دور شدن برای نزدیک شدن


جواد رسولی – روزنامهنگار


در کافه‌ای توی کوچه پس کوچه‌های محله گوتیکو در بارسلونا، پشت میز نشسته‌ایم. کمی آن طرف‌تر یک جمع جوان و پر انرژی دارند آخرین صحنه‌های فیلمی از وودی آلن را روی دیوار پر از نقش و نگار کافه تماشا می‌کنند. فیلم نامش هست «زلیگ» و یک ماکیومنتری محسوب می‌شود. ماکیومنتری یعنی یک داکیومنتری قلابی. داستانی که تعمداً ادای مستند بودن را در می‌آورد. دوست مکزیکی که روبه‌رویم نشسته را تازه دو روز است که می‌شناسم. از وقتی که کلاس هایمان در دانشگاه شروع شده. داریم سعی می‌کنیم با هم آشنا شویم و این کار خیلی کند پیش می‌رود. به خاطر دانش کم من از زبان اسپانیایی و دانش کم او از انگلیسی.


این بار اول نیست که چنین لحظه‌ای را تجربه می‌کنم. زندگی دانشجویی برای من، بار پیش هم یک همچین چیزی بوده. مهاجرت از یک محیط آشنا به جایی تازه با ویژگی‌های متفاوت و آدم‌های جدید. جایی که درس و استاد و امتحان و تکلیف، فقط یک قسمت آن است و نه مهم‌ترین قسمت آن. دفعه قبل از کنار خانواده و دوستان و آشنایان در مشهد به تهران آمده بودم. پیدا کردن و تعریف کردن دوباره خودم در یک جای جدید، از نو ساختن شبکه ارتباطی و آشنا شدن با آدم‌هایی از دیگر نقاط ایران با فرهنگ‌ها و لهجه‌ها و رفتارهای مختلف اساسی‌ترین قسمت این تجربه بود. در واقع پررنگ‌ترین بخش زندگی دانشجویی، به نظرم آن چیزی نیست که در محیط کلاس و آموزش می‌گذرد. اصل ماجرا پس زمینه داستانی است که ما در نقش دانشجو در آن قرار می‌گیریم. برای من دانشگاه اصلی همیشه آن بیرون بوده، جایی که در شهری جدید، باید با مردم جدید ارتباط گرفت. خوابگاه و آدم‌هایش را شناخت، با هم اتاقی‌ها یا هم خانه‌ای‌های جدید، قرار زندگی مشترک گذاشت و برایش قواعدی تعریف کرد. گوشه و کنار محله جدید را کشف کرد، دوستی‌های تازه بنا کرد، پاتوق‌هایی برای گعده و معاشرت دست و پا کرد و برای مسائل پیچیده جهان دنبال راه حل گشت. دانشگاه قرار نیست چنین چیزهایی را به شما یاد بدهد (و برای همین هم هیچوقت دوست نداشتم در شهر خودم دانشگاه بروم) اما زندگی دانشجویی چرا. چونکه زندگی است و اصل ماجراست و مستندی است که ما نقش اولش هستیم.


بار دوم و در اسپانیا این تجربه دشوارتر اما شیرین‌تر بود. دشوارتر چون پس زمینه داستانی ناگهان خیلی تغییر می‌کند و شوک مواجهه با فرهنگی یک سر متفاوت می‌تواند تا مدت‌ها آدم را درگیر خودش کند و شیرین‌تر چون اگر اهل چالش باشید و دوست داشته باشید مدام چیزهای جدید یاد بگیرید، وارد جشنواره‌ای از سؤالات تازه و تغییرات شدید می‌شوید که لازم است جواب هایشان را پیدا کرد و موضع مناسب در نسبت با آنها گرفت. درست مثل یک فیلم مستند که در آن شما سوژه ماجرایید. کسی که باید زندگی‌اش را یک بار دیگر از اول تعریف کند. کسی که همه ارتباطات و دوستی‌هایش هزاران کیلومتر دورتر‌اند و حالا باید همه چیز را از اول بسازد.


زندگی دانشجویی برای من همیشه مثل نشستن پشت همان میز کافه در یک جای جدید و غریبه با یک آدم غریبه که زبانت را هم درست نمی‌داند بوده. شوق ایجاد ارتباطی تازه با جهانی تازه. دور شدن از آدم‌های نزدیک برای نزدیک شدن به آدم‌های دور. و تبدیل کردن زندگی روزمره و ملال آور از یک ماکیومنتری به یک مستند جذاب و پراتفاق. درس را که همه می‌خوانند، آن چیزی که مهم است، زندگی کردن و مدام یاد گرفتن و دانشجو ماندن است.


 

درباره : استانی


یک متخصص طب کار گفت: هزینه‌ای که استرس شغلی به یک کشور تحمیل می‌کند، سه و نیم درصد تولید ناخالص آن کشور است.

به گزارش گیلان فورکا ، «بهروز عظیم‌زاده» با بیان این مطلب اظهار کرد: عوامل روانی یکی از خطرات اصلی در محیط کار بوده و حدود ۳۰ درصد نیروهای کار کشورهای در حال توسعه از این مشکل رنج می‌برند و این آمار در کشورهایی مثل کشور ما بیش از این‌ امار بوده و این در حالی است که زیاد بر روی این مسأله کار نشده است.

وی افزود: استرس‌های شغلی تا حدی موجب رشد و تعالی، بهره‌وری و کارآیی بیشتر می‌شوند و همه‌شان مضر نیستند، اما استرس‌ها پیامدهای روانی، فیزیکی و رفتاری دارند و سازمان جهانی بهداشت استرس شغلی را به‌عنوان یک مشکل همه‌گیر معرفی کرده است.

این متخصص طب کار یادآور شد: مدت زمان از دست رفته بر اثر استرس شغلی، بیشتر از دیگر بیماری‌های غیرکشنده و حدود ۲۵ الی ۳۰ روز در سال است.

عظیم‌زاده افزود: با توجه به تصحیح قوانین در کشورهای پیشرفته، برای جبران استرس شغلی کارگران به آن‌ها غرامت، پرداخت می‌شود.

وی با اشاره به تعاریف مختلف از استرس شغلی، گفت: استرس شغلی احساسی فردی است که هنگامی که فشار استرستورهای محیطی بیش از توان فرد باشد، ایجاد می‌شود، نداشتن توازن میان قابلیت‌های فردی و نیازهای محیطی و میزان بیش از حد فشار در محیط کار هم دیگر تعاریفی هستند که در این زمینه ارایه شده‌اند.

عظیم‌زاده ادامه داد: فشار شغلی فرایندی روانی، رفتاری و فیزیولوژیک است که تحت‌تأثیر استرس رخ داده و باعث اختلال در عملکرد طبیعی فرد می‌شود.

این متخصص طب کار، سرعت کاری بالا، نداشتن حمایت اجتماعی و محیط کار را از جمله استرسورهای موثر در بروز استرس شغلی دانست و گفت: تظاهرات استرس‌های شغلی، نشانه‌های روانی، جسمانی و رفتاری دارند که مشکلات عاطفی، اضطراب، احساس ناکامی، انزوا، بیماری‌های روانی گروه و اختلال استرس پس از حادثه از جمله علائم روانی بوده و نشانه‌های جسمانی استرس نیز شامل افزایش ضربان قلب، فشار خون، مشکلات گوارشی، اختلال خواب، سردرد و کمردرد است.

وی، عوامل فیزیکی، شیمیایی و نوبت کاری را از علل عمده بروز استرس شغلی دانست و افزود: شناسایی عوامل استرس‌زای محیط کار، عوامل اجتماعی و عوامل زمینه‌ساز فردی و کمک به رفع مشکل با پیشگیری اولیه و ثانویه از جمله راهکارهای کاهش اثر استرس شغلی است.

 

درباره : استانی

گیلان فورکا – فلسطین

منابع صهیونیستی از آغاز فشارهای آمریکا به چند کشور عربی با هدف اخذ رای مثبت این کشورها به طرح محکومیت جنبش حماس فلسطین در مجمع عمومی سازمان ملل متحد خبر دادند.

به گزارش الجزيره؛ روزنامه صهيونيستي هاآرتص در این زمینه به نقل از يک مقام دولت آمریکا نوشت: واشنگتن فشارهایی را بر ۹ کشور عربی آغاز کرده است تا آنان را وادار کند روز پنجشنبه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به طرح پیشنهادی برای محکومیت جنبش حماس رای مثبت دهند.

هاآرتص نوشت گرینبلات، نماینده ویژه رئیس جمهور آمریکا سفری را به منطقه آغاز کرده است. وي حامل پیام هایی در این زمینه برای دیپلمات های مغرب، سلطان نشین عمان، بحرین، اردن، عربستان، کویت، امارات، مصر و قطر است.

هاآرتص به نقل از منبعی در کاخ سفید افزود گرینبلات بر این نکته تاکید دارد که «این طرح پیشنهادی اقدامات تروریستی حماس را محکوم می کند و خواستار حمایت از تلاش ها برای وحدت سیاسی فلسطین است». با این حساب، آن دسته از کشورهای منطقه که با تروریسم مخالفند و از ثبات منطقه حمایت می کنند دلیلی ندارد با چنین طرحی مخالفت کنند. 

گرینبلات همچنین از مخالفت تشکیلات خودگردان فلسطین با این طرح انتقاد کرد.

درباره : استانی
صفحات سایت