گیلان فورکا



 


 


 


 


 


 


 


 


 هنرمندان و چهره‌های فرهنگی نیز بواسطه همین دیده شدن در تنگناها و مشکلات مختلف علاوه بر تولید محصولات فرهنگی با موضعگیری در قبال کاستی‌ها تلاش کرده‌اند صدای جامعه را رساتر به گوش مسئولان برسانند. همچنین به‌عنوان یکی از الگوهای مرجع در سال‌های اخیر واکنش فعالانه به معضلات اجتماعی داشته و حضوری داوطلبانه در بر طرف کردن آن دارند. این حضور خیرخواهانه از یک سو موجب تقویت حساسیت و احساس مسئولیت جامعه نسبت به بحران‌ها و آسیب‌های اجتماعی می‌شود و از سوی دیگر پشتوانه‌ای محکم برای مسئولان و مدیران دولتی برای حل معضلات ایجاد می‌کند.


بسیج اجتماعی جامعه و صدای رسای مردم


در سال‌های اخیر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی فرصتی فراهم کرده تا هنرمندان در زمان بروز بحران یا آسیب‌های اجتماعی، از شهرتشان برای توجه مردم به مسائل مهم زیست محیطی و انسانی استفاده کنند و با انتشار تصویر یا یک یادداشت شاخک‌های جامعه را نسبت به آن حساس کنند. ایجاد کمپین‌هایی در راستای حفاظت محیط زیست و برانگیختن حساسیت مردم نسبت به بحران کم‌آبی، وضعیت تالاب‌ها، دریاچه ارومیه و… یا فعالیت‌های مدنی و اجتماعی در خصوص کودکان کار، زنان سرپرست خانوار، کودکان بدسرپرست و… نمونه‌هایی از فعالیت داوطلبانه هنرمندان برای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی‌شان در ایجاد همبستگی میان مردم برای رفع مشکلات است. علاوه بر بسیج اجتماعی جامعه برای برون رفت از یک بحران، هنرمندان صدای مردم برای بیان مشکلات، گلایه و انتقاد جامعه بوده‌اند و با نگاه دردمندانه جامعه را همراهی کرده‌ و مشکلاتشان را بازتاب داده‌اند.


خدشه واکنش‌های آنی و هیجانی بر اعتماد مردم


اگر چه این احساس مسئولیت نه تنها در هنرمندان ایرانی بلکه در اغلب چهره‌های فرهنگی و هنری جهان هم درونی شده و در سال‌های اخیر فعالیت‌های سازنده خوبی از آنها گزارش شده اما گاهی موضعگیری‌های شتابزده و واکنش‌های آنی و هیجانی نسبت به برخی پدیده‌ها باعث ایجاد حواشی شده است که به اعتقاد صاحبنظران پیامدهای آن سلب اعتماد جامعه نسبت به این الگوهای مرجع است. «اکنون با بحران اظهار نظر مواجهیم و متوجه نمی‌شوم که چرا باید همکاران هنرمندم در مورد هر چیزی نظر بدهند. به همکاران خودم می‌گویم که اگر می‌خواهیم جایگاه مرجعیت و اعتماد مردم نسبت به خودمان را حفظ کنیم، لازمه‌اش این است که نسبت به هرچیزی اظهار نظر نکنیم یا کمی با تأمل صحبت کنیم.»این عبارات بخشی از صحبت‌های همایون اسعدیان رئیس هیأت مدیره خانه سینما در نشست خبری است که حدود دو هفته پیش در خانه سینما برگزار شد.  در این خصوص محمد مهدی فرقانی (استاد علوم ارتباطات) و پرویز اجلالی (جامعه‌شناس) و همایون اسعدیان (کارگردان) دیدگاه‌های خود را با «ایران» در میان گذاشته‌اند که در ادامه می خوانید.


 


 


چرا حرف‌های برخی ما را به فکر می‌برد


 


همایون اسعدیان


فیلمساز


هنرمندان همچون ورزشکاران جزو گروه‌های مرجع هستند و مردم توجه خاصی به اظهار نظر و نوع زندگی آنها دارند. به اعتقاد من اظهارات نسنجیده راجع به هر اتفاق این‌ شأن و منزلت را به مرور زیر سؤال می‌برد و در نهایت آنها را بی‌قدر و منزلت می‌کند. این عادت ما ایرانیان است که راجع به هر چیز اظهارنظر کنیم. در خیابان میکروفن‌تان را که در اختیار مردم بگذارید راجع به هر چیز اظهارنظر می‌کنند اما قرار نیست که گروه‌های مرجع هم چنین  واکنشی داشته باشند. راجع به خیلی از مسائل براحتی می‌توان اظهار بی‌اطلاعی کرد یا نسبت به آن تحقیق و در خصوص آن کسب اطلاع کرد. انبوه اظهارنظرهای بدون تحقیق به مرور‌شأن اهالی سینما را پایین می‌آورد و مرجعیت ما را از بین می‌برد. صحبت‌های من به مفهوم نفی مسئولیت اجتماعی هنرمندان نیست. کمپین‌های اهالی فرهنگ از جمله حمایت از محیط زیست، حیوانات، کودکان و… بسیار هم ارزشمند است مقصود من اظهارنظر راجع به هر اتفاقی است که در جامعه می‌افتد. به‌عنوان نمونه یک روز بحث میزان سهم ایران در دریای خزر راه می‌افتد و هنرمندان با همان عبارات و همان سندی که در فضای مجازی دست به دست می‌شود نسبت به این اتفاق واکنش نشان می‌دهند. از هر کدام هم بخواهید که بر اساس اسناد تاریخی این مدعا را به اثبات برسانند هیچ‌کدام حرف تازه‌ای برای گفتن ندارند. چرا به‌عنوان یک کارگردان یا بازیگر وارد بحثی می‌شویم که تخصصی در آن نداریم، من نمی‌گویم که حق اظهارنظر نداریم بلکه منظور این است که بدون تحقیق و با اطلاعات ناقص راجع به هر موضوعی اظهارنظر نکنیم. مردم از الگوهای مرجع توقع دارند سنجیده صحبت کنند. لازم نیست راجع به هر موضوعی فیگور اپوزیسیون بگیریم. اگر دچار این پوپولیسم و عوام‌‎گرایی شویم و در فضای هیجانی اظهارنظر کنیم و نه فضای عقلایی، اعتبار سرمایه اجتماعی بودن را از دست می‌دهیم. اینکه اظهارات چهره‌های فرهنگی مثل حسین علیزاده و کیهان کلهر یا محمود دولت‌آبادی و شمس لنگرودی عمق دارد و من سینماگر را هم به فکر وامی‌دارد ناشی از همین نکته است که سنجیده با اتفاقات برخورد می‌کنند و راجع به هر موضوعی اظهارنظر نمی‌کنند. بر همین اساس ارزش والا و جایگاهشان به‌عنوان هنرمند فرهیخته در بین مردم محفوظ است. اگر این بزرگان هم راجع به هرچیز صحبت کنند فکر نمی‎کنید دم‌دستی شوند و اعتبارشان را از دست بدهند؟


 


 


محدودیت نه، گفتار سنجیده آری


 


پرویز اجلالی


جامعه شناس


به‌طور طبیعی هر یک از ما باید در ارتباط با حیطه‌ای اظهار نظر کنیم که درخصوص آن اشراف و اطلاعات کافی داشته باشیم. اگر سابقه‌ و تجربه‌ای در یک موضوع داشته باشیم اظهار نظرمان جدی‌تر و قابل اتکاست ولی وقتی راجع به موضوعاتی صحبت می‌کنیم که اطلاع کافی نداریم اظهاراتمان خالی از محتوا بوده و به‌طور ماهوی خیلی قابل اعتماد نیست. در شرایط فعلی، مردم در فضای مجازی راجع به هر چیز بدون برخورداری از اطلاعات کافی اظهارنظر می‌کنند، این اتفاق از این منظر حسن است که هر کسی می‌تواند نظر شخصی‌اش را بیان کند اما باید بدانیم که این نظرات بخصوص از جانب چهره‌های شناخته شده بی‌تأثیر نخواهد بود.به عنوان مثال در کشوری مثل ایران که ساختار نظام سیاسی آن جاافتاده نیست و احزاب روشن و مشخصی هم نداریم و از سویی آگاهی سیاسی، دقت نظر و تحقیق راجع به مسائل وجود ندارد اظهارنظر سیاسی یک چهره شناخته شده ممکن است تبعات منفی داشته باشد. البته مقصود ما این نیست که این فضا را محدود کنیم و جلوی اظهارنظرها را بگیریم اما باید دقت کنیم که صحبت‌های آنان به لحاظ ماهیتی ممکن است فاقد ارزش باشد. هنرپیشه‌ها چون معروف هستند و مردم نسبت به گفته‌های آنها حساس هستند حرف‌شان اثرگذاری بیشتری دارد، از همین رو سخنانشان باید آگاهانه و بر اساس اطلاعات کافی باشد. فضای مجازی دنیای آزاد و بدون قید و بندی است و نمی‌شود مانعی بر سر راهش ایجاد کرد منتهی افراد معروف باید با مسئولیت حرف بزنند و منافع عمومی کشور را در نظر بگیرند و راجع به موضوعی صحبت کنند که درباره‌اش اطلاعات دارند. وقتی حرفی یا اطلاعات کافی ندارید اظهار نظر نکنید چون اظهارنظر و ابراز سلیقه دیگران ارزش ندارد اما شما چون شهرت دارید ممکن است به حرفتان اهمیت بدهند. اظهارات یک سیاستمدار راجع به فلان اتفاق حساب شده و هدف‌دار است .اگر یک هنرمند قرار است راجع به اتفاق سیاسی یا اجتماعی اظهارنظر کند باید به موضوع اشراف داشته باشد، نتیجه‌اش را در نظر بگیرد و برای خودش مشخص باشد که هدفش از بیان آن حرف چیست.در نهایت تأکید می‌کنم بحث من به هیچ وجه محدود کردن فضای بحث و گفت‌وگو نیست بلکه مقصود این است که سنجیده و راجع به موضوعی صحبت کنیم که از آن اطلاع داریم.


 


 


کسب شهرت بیشتر یا همدلی؟


 


محمدمهدی فرقانی


 استاد علوم ارتباطات


در اینجا دو بحث مطرح است، اینکه فضای مجازی فرصتی را فراهم کرده تا هر شهروند قادر به انتشار نظر و پیام خود باشد و از سویی به شکل بالقوه به آن پیام دسترسی هم داشته باشد. این یک حق شهروندی است که هرکسی نظرش را اعلام کند و قضاوت بر عهده دیگران است اما مسأله این است که آیا همه ما می‌توانیم و قادریم که در همه زمینه‌ها نظر بدهیم و نظرمان تخصصی و قابل اعتنا است؟ مانعی نمی‌بینم که سلبریتی‌ها یا هرفرد دیگری نظرش را در فضای مجازی منتشر کند اما باید دید این اظهارنظرها چقدر دقیق، مطمئن و قابل اعتمادند؟ این را مردم قضاوت می‌کنند. به شخصه ترجیح می‌دهم در اموری که مربوط به یک شهروند می‌شود و در اموری که تخصص یا نظر دارم اعلام نظر کنم. اگر هرکسی درباره حوزه‌هایی که در آنها صاحب تخصص نیست اظهار نظر و بحث کند ممکن است اعتبار خودش زیر سؤال برود. ولی در عین حال نمی‌توان این حق را از کسی گرفت که اظهارنظر نکند، اما باید این نکته را در نظر گرفت که این‌گونه اظهارنظرها عملاً همان اشکالاتی را به وجود می‌آورد که ما در انتقاد نسبت به روزنامه‌نگاری غربی مطرح می‌کنیم، یعنی بحث قهرمان‌پروری و قهرمان‌سازی‌های دروغین و کاذب. سؤال این است که آیا سلبریتی‌ها برای کسب شهرت بیشتر و مطرح کردن بیشتر خودشان این کار را می‌کنند یا بحث دلسوزی، علاقه و احساس مسئولیت نسبت به جامعه مطرح است؟! اگر دلسوزی و علاقه است به‌طور قطع باید در سایر رفتارهای فردی و اجتماعی‌شان هم این اظهارات بازتاب پیدا کند ولی اگر هدف پنهان آن کسب شهرت و محبوبیت بیشتر است، باید بدانیم که این فرآیند در خدمت تجاری‌سازی است بنابراین باید از هر دو منظر به این ماجرا نگاه کرد. در پایان ذکر این نکته لازم است که این اتفاق یک پدیده جهانی است و در سطح بین‌المللی هم سلبریتی‌ها به اعتبار دسترسی به فضای مجازی و امکان انتشار پیام‌شان به همه حوزه‌ها ورود کرده و اظهارنظر می‌کنند که برای آنها کارکرد دوگانه دارد؛کسب شهرت و محبوبیت بیشتر و در نتیجه تجاری‌سازی و  یا خدمت عمومی و همراهی و همدلی با شهروندان و جلب توجه مدیران و سیاستگذاران نسبت به مسائل اجتماعی.


 


 


 


 


 

درباره : استانی